1.موسیقی همانند گفتار از مدار های عصبی توزیع شده استفاده میکند
این کار درواقع به هیچ تلاش و یا آموزش ذهنی نیاز ندارد زیرا گوش دادن به موسیقی و یا خواندن با متن شعر های انواع موسیقیها همانند گوش دادن به صحبتهای دیگران و یا صحبت کردن از مدارهای عصبی توزیع شده استفاده میکند .موسیقی درمان گران میتوانند از این مهارت استفاده میکنند تا به یک کودک نحوه برقراری ارتباط را آموزش دهند و یه به فردی که به سکته مغزی دچار شده است ،نحوه تکلم مجدد را بیاموزند .
2.موسیقی یادگیری را بهبود میبخشد
آیا به خاطر میآورید که چگونه حروف الفبا را اموختید ؟با شعر و آهنگ .ساختار منسجم و تأثیر عاطفی آن بر انسان باعث میشود تا موسیقی به گزینه ای ایدهآل برای آموزش مفاهیم ،عقاید ،ایده ها و اطلاعات تبدیل شود .موسیقی نوعی وسیله حفظی مؤثر بوده و میتواند اطلاعات را با خود به مخاطب منتقل نماید .این کار باعث میشود تا یادگیری موسیقی آسان شود و در کنار آن بتوان آن را راحتتر به خاطر آورد .
3.موسیقی در حافظه ما ثبت میشود
آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که در هنگام رانندگی ناگهان با شنیدن یک موسیقی خاص به منطقه ای خاص و یا زمانی ویژه در زندگی خود سفر کنید و یا به یاد فردی در گذشته بیفتید ؟موسیقی پس از حس بویایی یکی از قویترین وسایلی است که حافظه شما را تحریک میکند .موسیقی درمانگرانی که که با بزرگسالان مبتلا به دمانس کار میکنند ،موارد زیادی از تأثیر موسیقی بر بیماران خود و یادآوری خاطرات گذشته را به یاد دارند .
4.موسیقی نوعی تجربه اجتماعی است
اجداد ما از طریق موسیقی با هم ارتباط برقرار میکنند و با استفاده از رقص و آواز و موسیقی ،داستانها و اطلاعات خود را به نسلهای بعد منتقل کردند .حتی امروز هم بسیاری از تجارب موسیقیایی ما با یک گروه ارتباط داده میشوند مانند شرکت در یک کلاس موسیقی ابتدایی و یا نواختن یک ساز در گروه ،گوش دادن به موسیقی جاز در رستوران و یا هم خوانی با گروه کر .موسیقی به موسیقی درمانگران کمک میکند تا یک فرایند گروهی را منظم کرده و آسان سازند .
5.موسیقی قابل پیشبینی،ساخت یافته و منظم است و مغز ما این ویژگیها را دوست دارد
معمولاً موسیقی ضربهها ی منظم ،جملات ثابت و شکلی ساخت یافته دارد .اگر به بیشتر موسیقیهای سبک راک،کانتری ،پاپ و سایر موارد دقت نمایید ،مشاهده میکنید که همه آنها دارای بخش شعر مانند و بخش هم خوانی هستند .در واقع آنها به گونهای تنظیم شدهاند که گوش نواختن به آن برای دفعات مکرر هم لذت بخش است .حتی امواج صوتی که یک تن خاص یا کل تار را بوجود می آورند ،با نسبتهای ریاضی مانند تنظیم شدهاند و مغز ما ویژگیهایی مانند قابلیت پیشبینی و ساختار را دوست دارد .
6.موسیقی غیر تهاجمی ،ایمن و انگیزشی است
ما نمیتوانیم این حقیقت را نادیده بگیریم که تقریباً همه انسانها از گوش دادن به موسیقی لذت میبرند .این مهمترین دلیل اثر بخشی موسیقی برای درمان نیست بلکه به عنوان عاملی جانبی به جذابیت بیشتر آن کمک میکند .

