منوی اصلی
نتیجه جستجوی مقالات "سود"
سکته مغزی،عوامل ایجاد کننده، علائم و درمان

سکته مغزی،عوامل ایجاد کننده، علائم و درمان

 

  سکته مغزی به عبارت بسیار ساده وضعیت خونریزی کنترل نشده است که در مغز به سبب عارضه ی مغزی رگی اتفاق می افتد. در نتیجه ی این عارضه فرد از کاهش ناگهانی آگاهی و گاهاً از مشکل فلج برخی از اندام رنج می برد. دلیلی اصلی وقوع این مشکل در بدن انسان به صورت کلی زمانی است که یک شاهرگ یا یک رنگ خونی در مغز مسدود و یا پاره بشود و بنابراین در این موقعیت وضعیتی ایجاد می شد که در آن فرد از کاهش شدید منابع خونی رنج می برد که به طور کلی مسئول حمل اکسیژن و تمام ملزومات و مواد مغذی به مغز است. اکسیژن و سایر مواد مغذی برای کارکرد مناسب مغز بسیار ضروری اند و کمبود این دو ماده اولیه ی مهم وضعیتی را ایجاد می کند که در آن سلول های مغزی از اساس در مدت کوتاهی شروع به مردن می کنند.از این رو برای پرهیز از وضعیت سکته مغزی به واقع بسیار مهم است که تعادلی ظریف در میزان منابع خونی که برای مغز ضروری است حفظ شود.
عوامل اصلی سکته مغزی چیست؟
 

مشاهده مقالات بیشتر

پرسش‌وپاسخ

Question/Answer

سوالات خود پیرامون مسايل پزشکی را از سبزوسالم بپرسید. توضیحات بیشتر

جستجو در سوالات پزشکی و سلامت

دوتا پس دارم 6 ساله و ده ماهه بزرگه خیلی حسودی میکنه دست بزن داره و خیلی عصبیه حرف گوش نمیکنه و همیشه استرس داره و میترسه ، چیکار کنم خوب بشه ممنون
سلام مادری سالمند دارم ۸۶ ساله مدت۲سال زمین گیر شده وخیلی بی قرار ونا ارامه دائم میگه جابجاش کنیم به ندرت میخوابه دکتر معز و اعصاب چندین دارو رو عوض کرده حالش بدتر شده دارو ها هیچ سود یا زیانی نداشته غذا خوب میخوره حواسش هم خوبه اما انگار دارن شکنجش میکنن لطفا راهنمای کنید باید بستری بشن
سلام، من پشت حلقم خشک میشه چه دارویی مصرف کنم؟ مایع مخاطی پشت حلقم از بین رفته چجوری سلول هارو میشه تحریک کنم؟ دکتر رفتم اما نتیجه نداشته، ممنون میشم پاسخمو بدین. آیا داروهای مثل پسودوافدرین و اسپرهایی مثل رستانکس و مومتازون رو میتونم امتحان کنم؟
دخترم از یک سری افراد بدش می یاد اگر زیاد ببینه این افراد را همش دنبالشان حرف میزند الان سه ساله عروسی کرده مدام ار مادر شوهرش میگه میگه هرچی برای من میکنه الکی یک وسیله مادر همسرشمیگیرد حسودی میکند لجباز پر توقع است وخود نما 5ساله دارد میخوره سیپراکس لاموتریژن پرین ازین پر فن ازین وبیپریدن ولی فایده نکرده صبح تا شب حرف مادر شوهرش را میزند 5تا دکتر تهرا ن هم بردم ولی فرق نکرده مشاوره هم زیاد دوست داره همش بهش توجه شود ممنون
سلام من جوانی 19 سالم که فکر میکنم برای دیگران محبوب نیستم.چون دوستای کمی دارم.من آدم شوخ طبعی هستم و دیگران رو به راحتی میخندونم اما دوستان کمی دارم.در ضمن جنس مخالف رو بهتر و راحت تر جذب میکنم اما دوستان همجنس کمی دارم.فکر میکنم بقیه به من حسودی میکنن.جالب اینجاس که بعضی ها که نه ادب دارن و نه چیزی حالیشون میشه دوستان زیادی دارن اما من نه نمیدام چرا؟؟
با فامیل حسود و بدخواه چگونه برخورد کنیم
یه مدت داخل گوشم خارش میده چندوقته بعدازغذاخوردن روزی یباربالامیاوردم لبه های بینیم خارش میده سرگیجه هم داشتم گوشه های چشمم هرازچندگاهی خارش میگیره کمی آبریزش بینی داشتم رفتم دکتربعدمعاینه داروداد گفت بینیم خشکه یعنی چی چیکارکنم سرم شستشووسیتریزین وسودوافدرین اسپری بینی دادن.دراثرچیه میشه توضیح بدین
کپسول اورسودکس 250 عوارض داره یا نه
دختر م حسود وخیلی نسبت به بعضی ها بدبین است و دارو و روان درمانی میکند ولی فایده نکرده چه کار کنم 22ساله است افسردگی هم دار وخیلی پر حرف است
سلام یک سوال دارم چطوری میشه حسودی یک نفر را از خود دور کرد؟؟؟درحدی حسود هست که حاضر به مرگ من هست
آیا در ایران آزمایش ژنتیکی برای سرطان سینه انجام میسود؟
سی سال پیش هفته ای دوروز تریاک مصرف کردم بعدمعتاد شدم گاهی شبها بخاطر که خوابم نمی بر د کلوناز وایمن ۲۵ مصرف کردم بعداز۱۵ سال مشکلی حیثیتی برایم پیش امد رفتم دکتر اعصاب قرص تراکوپین ۱۰۰وپرگابلین ۱۰۰ودوکسی پین ۲۵ کلوناز۲ تایک سال خوردم بعد بدون مشورت پزشک دوکسی پین قطع کردم همراه با تراکوپین وکلوناز ۲میلی همراه با پرگابالین مدت یک سال خوردم کم کم برایم مشخص شد که با تریاک کم هم نعشه می شوم وخوابم نمی برد کلونازرا گاهی تا ۳دومیلی رساندم شبی خوابم نبرد حدود ۳۰میلی تراکوپین خوردم صبح ازخواب بیدارشدم مچ دستم تاانگشتانم باد کرده بود که تا یک هفته تمام عضلات بدنم صفت شد برایم سیتالوپرام تجویز کردند درطول این دوسال ادامه دادم خسته شدم چندقرص اعصاب ازقبیل اسکازینا دوباره ایمن پرامین وبعد چندنوع دمنوش ونورتلپتن استفایده کردم البته تریاک هم میکشزدم چون دراین مدت معتاد شده بودم که بعددستهایم دودونه شد که بعدازمدتی خارش می داد ومایع مثل خون بیرون می امد که کم کم بیشترشد که بابعذی از موادغذایی هم بدنم حساسیت پیداکرده البته باشیره تریاک مشکلی ندارم ولی بقول طبیب سنتی که مراجع کردم گفت طبعیت صفراوی باخونی درگیرشده وسودا یی امده ودرضمن سرم مثل سینه که چرکی باشدوخرخرصدابدهد مغزم نیز همین صدارامیدهد ازمایشاتم مشکلی ندارد سونو هم سالم است لطفا منو راهنمایی کنید ممنون متشکرم
سلام ،من یه دختر21ساله و متاهل هستم ،،من خیلی به توانایی های خودم مطمئن هستم ومطالعه زيادميکنمواطلاعاتم ازخيليام بیشتره اما نمیتونم هیچ وقت تویه جمع خوب حرف بزنم خجالت نمی کشم میترسم حتی اگه به خودم ایمان بدم که میتونم حرف بزنم ناخودآگاه میترسم وياصدام ميلرزه يااينکه حرفمواشتباه میزنم که باعث خنده بقیه میشه هیچ وقت نتونستم تو مدرسه يادانشگاه به درس خوب گوش بدم به خاطر اینکه وقتی سوالی برام پیش ميادنميتونم بپرسم به خاطرهمينم که تو جمع نمیتونم حرف بزنم اصلا خوشم نميادبيرون برم،،خیلی غمگینم هیچ شادی احساس نمیکنم خيليم فکرهای منفی میکنم مخصوصادرموردادمايه اطرافم که ازشون بدم ميادچون تحقيرم کردن ياحسودن ويابهم خندیدن خیلی ازوضعم ناراحتم چيکارکنم؟
سلام دخترم 22ساله است خیلی حسود است با خانواده شوهرش ساز گار ندارد مشاوره زیاد رفته فایده نداره
سلام خواهری دارم که دچار بیماری وسواس فکری عملی میباشد ایشون ۳۹سال سن دارند در ۳۶سالگی بایک مردی که ۵سال از خودش کوچکتر بودویک دختر هم داشت ازدواج کرد ما سه خواهر هستیم در طول دوران مجردییمان به دلیل فکرهای مزاحم ومنفی خواهرمان راه هیچ خواستگاری نمیدادیم واز همه مردها میترسیدیم بلاخره من که از همه کوچکتر بودم تصمیم به ازدواج گرفتم واز شر خواهرم رهایی یافتم اما در دوران باردارییم که خیلی حالم بد بود مجبور بودم بیشتر ساعاتم رادر خانه پدرم بسر ببرم اما هرروز خواهرم از سر حسادت فتنه انگیزی وجنگ راه میانداخت ایشون با حرفهای نفوذ گذار منفی اش باعث شده بود خواهر دیگرم که از همه زیباتر ومهربانتر ودارای تحصیلات بود سنش بالا رود ودر اخراز سر ناچار با سن بالا،بامردی بر خلاف میلش ازدواج کند تا اینکه مادرم مصمم شد وبه خواهرم گفت یا باید بری سرکار یا ازدواج کنی وخواهرم ترس از رفتن به سرکاربا اولین خواستگاری که به خانه راه داده بود چشمانش را بست وازدواج کرد خواهرم نه سرکار میرفت ونه حاضر میشد ازدواج کند هرکسی می امد بهانه ای میگرفت وبه خاطر رفتارهای زشت وبهانه جویش هرروز در خانه ما جنگ ودعوا بود هر خصوصیات زشتی که فکر کنید ایشون دارند جلو غریبه ها مظلوم وساکت اما در خانه سلطه گر وظالم است والان هم چند ماهی است که بچه دوساله وشوهرش را رها کرده ومثل همیشه با بهانه هایش دادخواست طلاق داده ودردر خانه پدرم که رحمت خدار رفته وهیچ گونه ارث ومستمری برای مادرم به جا نگذاشته،سنگر گرفته وما هم جرات نداریم به خاطر حرفها ورفتارهایش پا انجا گذاریم شب وروز نفرین همه میکند ومی گوید شماها باعث این ازدواج من شدیید خواهرم درخانه شوهرش با دختر ۸ساله شوهرش سازگار نبود وبیشتر به خاطر اون زندگیش رو رها کرد حالا هم انگار میخاد زور مارو دربیاره که این رفتارهای زشت در مورد زندگیش نشون میده هر چی نصیحتش میکنیم راه خودش میره مادرم از دستش خیلی پیر شده بهش میگیم تو بیماری فکری عملی داری برو دکتر روانپزشکی تا خوب بشی میگه خودت دیونه ای ایشون بارها برای هرکاری دستهایش را میشوید همش قدم میزند وذکر میگوید بیرون که میخاد بره سه ساعت طول میکشه اماده بشه شدیدا از جواب دادن به ادم ها میترسه به جز خانوادهاش حتی نمیتونه دوکلام با شوهرش حرف بزند بسیار منزوی است دوماه دوماه از خانه بیرون نمیره که مبادا کسی اورانبیند افت تحصیلی شدید داشت به طوری که هرسال تجدید میاورد ودودیپلم ناقص اگر با فردی روبه رو شدطوری رفتار مظلومانه میکند که طرف فکر میکند چقدر خوب ومظلوم است همچنین او در هیچ کاری مارا پشتیبانی نمکند وکاری هم میکند که در ان ورطه فرو رویم بعد از رفتن ان فرد بسیار غیبتش میکند واز او بد میگوید بسیار حسود ولجباز وکینه توزوانتقام گیر وتتبل ودروغگو وخبر بر وبی نظم است مثل بچه دوساله میماند اصلافکر اینده اش نیست وغصه نمیخورد حالا ما با این زن ۳۹ساله چه کنیم زندگی رو برایمان تلخ کرده میخاد مثل خواهر دیگرم که فعلا بچه نداره ومن که یک بچه دارم ازاد ورها باشد وهیچ مسولی نداشته باشدودر خانه پدرم یک گوشه بنشیندوهیچ کس هم انجانرودتورو خدا من را راهنمایی کنید ممنون ومتشکرم
سلام خسته نباشید من دختری 23 ساله هستم و 1 ساله ازدواج کردم برخلاف همسرم خیلی پرخاشگر و تن صدای بالایی دارم و همسرم خیلی اروم و صبور است و این یه مشکل بزرگ شده تو زندگیمون من خیلی حساسم و غیرتی با اینکه خانمم اما شوهرم درحد متعادله و من انقد از دوستداشتن زیاد حسود شدم ک دارم روی همه حساسیت نشون میدم و خیلی جفتمون داریم اذیت میشیم و خیلی ادم خنده رویی هستم که همیشه باهم بودنمون رو انقد باهاش شوخی میکنم ک راضیه اما کسی بهمون برسه و خانم باشه با همسرم شوخی کنه و بخنده خیلی ناراحت میشم بگین چیکار کنم دارم همسرمو اذیت میکنم ممنون
کسانی که سودادارند بیشترازچه میوه ها وغذاهایی استفاده کنند
سلام،شنیدم فقط کسیم شیر براحتی جذب میشود ومواد دیگر بسختی یا کم کلسیم شان جذب میسود وهیچی جایگزین شیر نمیشود درست است ممنون
سلام کسانی که سودا دارند چه غذاهایی ومیوه هایی مصرف کنند
شربت سودووافرین برای چ خوبه
سلام.وقت بخیر،من کولیت اولسروز دارم،روده نرمال بود،ولی پولیپ کاذب یا پسودوپولیت گزارش شده،نگران سرطانی شدنش هستم؟ایا دارویی داره؟
من دوسال هست عقد کردم و مادر شوهرم خیلی نسبت به من حساسه و احساس نارضایتی کامل داره از اینکه چرا پسرش من رو انتخاب کرده و مدام به هر نحوی این مساله رو بیان میکنه و ما با رضایت هر دو والدین وصلت کردیم و از دو شهر مختلف با اختلاف فرهنگی که خانواده من تا به الان هیچ مشکلی نداشتن ولی مادر شوهرم شدید مشکل داره که چرا دختری نیستم شبیه روستایی ها با فرهنگ قدیمی و تو زندگیمون همیشه به هر نحوی به من تیکه میپرونه و من رو جلو خانوادش و همسرم کوچیک میکنه و میخنده که من رو شدید آزار میده و خدا نکنه همسرم ناراحت باشه از هرچی یا حالش خراب باشه مادرش میگه مقصر تویی یا باهاش بحث کردم یا غذای بد واسش درست کردم خیلی روی پسرش و بقیه بچه هاش حساسه و از من متنفر همیشه داره به من زخم زبون میزنه و منو ناراحت میکنه و منم جرات ندارم جوابش رو بدم چون منتظر همچین موقعیتیه رابطمون رو خراب کنه با شوهرم- و شوهرمم خوب این مسائل رو میدونه چند بارم سعی کرده باهاش صحبت کنه که درست بشه بهش گفته زنت این حرفا رو یادت داده قبول نکرده نه من و نه شوهرم نمیشه جوابش رو بدیم.زندگیمون رو خراب کرده مادر شوهرم شدید نسبت به من حسود و کینه ای هست و اوایل ازدواج جلو من و بچه هاش به شوهرم میگفت چرا رفتی این رو گرفتی از شهر خودمون چرا زن نگرفتی-و عیچ گونه کمک مالی هم به ما نکردن و مدامم منتظر اینن پول از ما بگیرن. من و همسرم همکار بودیم .و مشکلم با همسرم اینه که حدود یک سال با ی خانوم در ارتباط بوده من تازه متوجه شدم و اون خانوم با این حس که مثلا همسرم برادر ایشونه بهش پیام میداده و از خاستگاراش و درد دلاش واسش میگفته و یجورایی حرفای جنسی هم بینشون رد بدل شده که مثلا شوهرم بهش گفته مردا از فلان خصوصیات و هیکل سکسی خانوما خوششون میاد و حرفهای این مدلی باز چتشون رو پاک کرد خودش واسم توضیح داد گفت رابطه ای با هم نداشتیم همچنین تو حرفهامون ولی خب با هم صحبت میکردن الان من باید با شوهرم چیکار کنم بخاطر این مساله خیلی گریه کردم و مدام داره از من عذر خواهی میکنه و میگه اشتباه کردم بخاطر این اعصاب خوردیا بوده باهاش چت کردم. لطفا راهنماییم کنید
سلام .یه مدتی میشه خیلی از کارای شوهرم خسته شدم ،پدرم حدودا مبلغ 60 تومن بهم داده که تو حساب بزارم و با سودش خودم رو بیمه کنم و یه مبلغی هم پیش خودم به عنوان پول تو جیبی باشه البته هنوز پولو به حسابم نریخته شوهرم از روزی که فهمیده هر وقت بهش میگم پول ندارم یا میخوام واسه بچمون فلان چیزو بخرم میگه به من چه که پول نداری و حرصم میده همش .منظورش اینه ده میلیون از پول رو بده به من بعدا بهت میدم منم میدونم که زن و شوهر باید یار هم باشن ولی شوهرم مرد بدی نیست اما مطمعن هم نیست دیدی پولو زد به کاری و ضرر کرد و بعد خیلی راحت گفت پیش اومد دیگه .چون خیلی سابقه این کارارو داره .درضمن پدرم هم میگه با زحمت پول رو بدست آوردم میخوام بدم به دخترم .الان چند ماهه که شوهرم روزگار رو واسه ما سیاه کرده تو خونه عصبانی وفحش میده .هر چی بهش میگم خودتو جلوی پدرم کوچیک نکن من دوست ندارم شوهرم کوچیک شه این مبلغ پول آنچنانی نیست میگه عیب نداره بزار کوچیک شم .اصلا حال منو بهم میزنه کاراش .خواستم ز شما راهنمایی بگیرم که چی کار کنم ؟متشکرم
من یه جاری دارم که خیلی حسودهست وپشت سر همه حرف میزنه ،از جمله من و دوتا خواهر شوهر دارم که به ناحق همیشه طرف اونو میگیرن ووقتی بهش میگی چرا پشت سر من حرف میزنی جنجال به پا می کنه من واقعا نمیدونم چطوری باهاش برخورد کنم اعصابم خورد میشه چون حق با من هست وای اون خیلی زبون دراز ولی ادب هست جنجال راه میندازه من نمیتونم جوابشو بدم به من بگید چطوری با همچین آدمی برخورد کنم واقعا نمیدونم چطوری باهاش رفتار کنم؟
شوهر سابق من بهم خیانت کرد و اینقدر تو زندگی برام کم گذاشت از هر لحاظ من فقط بفکر تامین کردن نیازهای خودم بودم و من هم بهش خیانت کردم الان ۵ ساله که از هم جدا شدیم و یه دختر ۱۰ سابه دارم که با پدرش و مادربزرگ و پدربزرگش زندگی میکنه تموم این مدت از شوهرم متنفرم چون اون باعث شد تو زندگیم اشتباه کنم و خیانت باعث شد زندگیمون به راحتی از هم بپاشه موقعی که از هم جدا شدیم اون با دوستم رابطه داشت و با کمال پررویی و اطمینان میگفت میخوام باهاش ازدواج کنم این درصورتی بود که دوست من خودش شوهر داشت و بخاطر شوهر من از همسرش جدا شد تا با هم باشن البته هیچوقت ازدواج نکردن و رابطشون بعد از ۲ سال به طرز بدی از هم‌پاشید با توجا به اینکه ما زندگیمون رو به رشد بود و مشکلات مالیمون داشت حل میشد ولی همسر من همیشه بلند پرواز بود و دوست داشت خونه و زندگی مجللی داشته باشه و فکر میکرد اون دختر براش یه موقعیت مالیه مناسبه و البته دوست من هم از روی ظاهر همچنین تصوری داشت که بعد از مدتی هر دوشون فهمیدن که چه اشتباهی کردن حالا بعد ۵ سال هر وقت که همسرم تنها میشه یاد من می افته و اسرار داره که برگردم و باهاش زندگی کنم و دقیقا هر وقت دوست دختر داره میره و پیداش نمیشه ولی من بخاطر دخترم خیلی خیلی نگرانم و دوست دارم بهش کمک کنم حتی به قیمت از بین رفتن جونیم و اینکه دلم میخواد خونواده داشته باشم لازمه که بگم تو این مدت با یه اقایی با تفاوت سنی ۱۶ سال اشنا شدم که خیلی دوسش دارم اما چون اونم بچه داره هیچوقت صلاح نمیبینم که باهاش ازدواج کنم احساس میکنم با ازدواج کردنم همه چی بهم میریزه و حتی دخترم به راحتی میتونه زندگی رو برامون تلخ کنه چون خیلی حسودی میکنه لطفا برای من یه راهنما باشین و بگین جای من بودین چیکار میکردین
باسلام من همیشه احساس رودل کردن دارم چندماهی میشه این حسودارم توپهلوهام هم همین حسودارم وقتی مدفوع میکنم حس میکنم کامل تخلیه نشده
سلام درمان فرسودگی و ساییدگی مفصل زانو من چیست؟
ميشه ازسوداي بالا اين علايم شبه روماتيسم دربدن ايجادبشه؟؟؟
من حالت خفگی واضطراب بهم دست میده از قرص خوردن هم خسته شدم دکتر گفت حمله پانیک داری الان بهتر شدم ولی حالم اصلا خوب نیست از دنیا داره حالم بهم میخوره از بس همه دورغ میگن حسود شدن همه از بدبخت شدن دیگران لذت میبرن به نظر شما بمیرم بهتر نیست
با سلام و خسته نباشید .خانم ۳۰ ساله هستم با یه فرزند پسر ۲ ساله . من مدتیست مادرم چار سرطان شده و خواب های من کلا تبدیل به کابوس شده . طوری که اصلا نمیتونم راحت بخوابم گریه کردن برام دشوار شده کلا ادم شوخ طبعی بودم ولی مدتی هست که خیلی آروم شدم . زود عصبانی میشم مدتی هست که تغییر مکان دادیم ساکن تهران شدیم از مادرم دور شدم وضعیت من بدتر شده احساس میکنم رفته رفته تبدیل به سنگ میشم احساسم از بین رفته حتی تصمیم دارم تنها بمونم و به دیدنشون نرم . جدیدا احساس میکنم منم سرطان خواهم گرفت با هر دردی به شک میفتم . خیلی نا امیدم هر لحظه مرگ مادرم رو تصور میکنم . از همه بدم میاد هر زنی رو میبینم حسودیم میشه که چرا سر پا هست .
با مردی که نزدیک به چهل سال است ازدواج کردم و 65 ساله معتاد و ابنه ای و همجنس باز و با زنهای بد کاره رابطه هم دارد بد اخلاق و عصبی و بد دهن و فحاش ، حسود ، بد دل ، بیکار ، دروغگو، تهمت زن و غیبت کن ، و تازه زبون دراز هم هست و تهدید هم میکنه و مریضی قلبی هم داره و 4دفعه سکته هم کرده و... چطور باید رفتار کنم بخاطر ابروی خودم و بچه هام
با مردی که 65 ساله معتاد و ابنه ای و همجنس باز و با زنهای بد کاره رابطه هم دارد بد اخلاق و عصبی و بد دهن و فحاش ، حسود ، بد دل ، بیکار ، دروغگو، تهمت زن و غیبت کن ، و تازه زبون دراز هم هست و تهدید هم میکنه و مریضی قلبی هم داره و 4دفعه سکته هم کرده و...چطور باید رفتار کنم بخاطر ابروی خودم و بچه هام
براي نوزاد سه ماهه اي كه سرماخورده خلط و مخاط بيني داره سودوافدرين مجازه يا برم هگزين ؟
سلام بسیار خشم نهفته و قدیمی و اینکه به من ظلم شده خودم همکار شما هستم بدنم در گیر شده انرزی روانیم صفر شده ارتباط باهمسرم سرد و سنگین و بی تفاوت پراکند ه کاری زیاد دارم و نمی توانم فکرمرا جمع کنم از کارم ناراصی هستم در امد نداره از خودم ناراصی که چرا سادگی کنم پولهایم را به همسرم دادم و پس انداز نکردم حوصله بودن با برادر خواهرهایم را ندارم معده دردشدید و بدنم شدید سودایی و سرد است و روماتویید شده مراخاشگر می شوم و بعد در خودم فرو می روم خوابم با نگرانی این خشم درونی اذیتم می کنه
عموی من هیجده سال پیش فوت کردن و دختر هفت ساله داشتن،که این سالها با مادر زندگی کردن و البته با ما خانواده پدر در ارتباط بودن ،و دختر عمو که بیست و پنج ساله شدن من با شخصی از دوستان همشهری آشنا کردم و‌ایشون بازار گل هستن و شرایطشون تقریبا خوبه ،با هم قرار ازدواج و صیغه سه ماه خوندن،که مشکلی که هست اینه که مادرش به دختر ش همیشه حسودی میکنه رو شرایط درس و پول و شغل که دختر شروع به خیاطی کرده،مادر بهش حسودی میکنه ،البته مادر از رفتاراش کاملا معلومه و نگرانی از اینجاس که به اینکه دخترش ازدواج کرده هم حسودی منفی میکنه که کاملا از چهرش مشخصه و من و دخترعموم میترسیم که مادر ،نامزد دخترا به سمت خودش ببره چون حسادتش کاملامنفیه و به راحتی وقتی دخترش با نامزدش مشکل داره،به دخترش حرفای زشت میزنه،ولطفا کمکم کنید که چه رفتاری داشته باشیم و من با زن عموم صمیمی هستم،دخترعموم خیلی نگرانه که مادرش با همسرش صمیمی بشه و نامزدشا مال خودش کنه
با سلام.من حدود 4 ساله جدا شدم ی پسر دارم مشکلم اینه که پسرم همش نسبت به بچه های دیگه حسودی میکنه میگه منو دوست نداری در صورتی که تو هیچ زمینه کم نمیزارم.نمیدونم تو این زمینه چه برخوردی کنم.ممنون از راهنماییاتون.
سلام من بدنم سودایی شده چی باید بخورم تا مشکل پسوریازیس پام حل بشه
هنوز نميدونم چي دوست دارم يا ميخوام چيکار کنم؟لطفن راهنمايي بفرماييد بايد چطوري مسير دريت رو انتخاب کنم تا بتونم براي خودم و جامعه و کشورم مفيد و سودمند باشم.
ایابعداز4سال اپیلاسیون ایاپوستم شل شده چون این حسودارم
سلام من۲۶ روزه که به دلیل بیماری سودوتومورسربری و icp بالا به دستور پزشک روزی ۳ عدد قرص استازولامید و نصف قرص فروزماید مصرف میکنم در این مدت دچار خواب رفتگی دست و پا و صورت و خستگی مفرط شدم که پزشکم گفتن عوارض داروست و مهم نیست اما از دیروز تمام بدنم دچار کهیر شده و خارش غیر قابل تحملی داره آیا لازمه استازولامید رو قطع کنم ؟ و یا اینکه میشه هیدروکسی زین مصرف کنم ؟ با این دارو تداخلی نداره ؟ متشکرم
درمان بی خوابی بدون دارو (کلیک کنید)
اینجا باهوش تر میشوید!
عضویت در خبرنامه ثبت نام
ثبت نام شما با موفقیت انجام شد
در خبرنامه ما عضو بشید و دسترسی خودتون به اطلاعات جالب و جذاب رو راحت کنید. باقی کارها رو ما برای شما انجام میدیم. تنظیم خبرنامه خبرنامه سلامت خبرنامه مغز و اعصاب و روان خبرنامه زیبایی و تغذیه