منوی اصلی
نتیجه جستجوی مقالات "روانی"
مشاهده مقالات بیشتر

پرسش‌وپاسخ

Question/Answer

سوالات خود پیرامون مسايل پزشکی را از سبزوسالم بپرسید. توضیحات بیشتر

جستجو در سوالات پزشکی و سلامت

سلام ببخشید پدر بنده ۸۵ سال دارند و ۶ ماه پیش سکته مغزی داشتن حالا خوبن فقط مشکل روانی دارند و فکر می کنند که نزدیکانشان از او دزدی می کنند و به همه بد بین هستن لطفا راهنمایی بفرمایید سپاس
آیا بیماری روانی دو قطبی درمان دار د و کشیدگی رباط صلیبی و ضربه غضرف زانه چند وقت نیاز به درمان دارد
سلام خسته نباشید من مشکل اختلال نعوظ الت مردانه وزود انزالی دارم ازمایش خون دادم همه جوابها خوب ونرمال بوده لطفن بگید مشکل من جنسی یا روانی
سلام من همش اعصبانی میشم وقتی کسی بهم یه حرفی میزنه زود عصبی میشم و مشکل روحی و روانی دارم باید چیکار کنم واسه بهتر شدن یه راهی بهم نشون بدید و سنم کمه 16
سلام آیا بستری کردن به فردی که دچار اختلال روانی شده کمک میکند در حالیکه خودش به هیچ عنوان تن به اینکار نمیدهد
سلام،آیا سفروزندگی دراروپا دربهبود بیمارروانی تأثیردارد
پدرم ازاوایل ازدواج سراغ مواد مخدر رفت (تریاک و شیره)الان 36سالشه وازبیستو چندسالگی شروع شد..درمان سرطانش تقریبا1سال در نه جلسه...میگه ب بهونه بری مثال باشگا میری ی جای دیگه ویا لازم نکرده بری بیرون ..من رسما یک زندانی هستم..من تاهرموقع یادمه این همینجوری بود..هیچوقت اخلاق خوبی نداره مگ اینکه موادشو زده باشه و بیادخونه...فقط دعوا میکنه ولی دست بلند نمیکنه..روانی..مامانم میگه اگه طلاق بگیرم مردم پشت سرمون حرف میزنن وهر یه تکه نونو روش صدتا اسم میزارن که از کجا اومده..میگه طلاقم بگیرم باز خودم باید برم سرکار فرقی ب حالمون نمیکنه ولی فرق میکنه اون موقع کسی نیس ک قیافشو ببینیم به گریه بیوفتیم و زجر بکشیم..و پدرم آواره میشه چون کسیو نداره ودلش میسوزه اما اونم خیلی خستس.ب نظرتون طلاق بگیره؟!
پدرم ازاوایل ازدواج سراغ مواد مخدر رفت (تریاک و شیره)الان 36سالشه وازبیستو چندسالگی شروع شد..درمان سرطانش تقریبا1سال در نه جلسه...میگه ب بهونه برای مثال باشگا میری ی جای دیگه ویا لازم نکرده بری بیرون ..من رسما یک زندانی هستم..من تاهرموقع یادمه این همینجوری بود..هیچوقت اخلاق خوبی نداره مگ اینکه موادشو زده باشه و بیادخونه...فقط دعوا میکنه ولی دست بلند نمیکنه..روانی
سلام من وعشقم بعد چهارسال که باهم بودیم، بخاطر خانوادش، واینکه خودم ی دروغ بهش دادم، باهم رابطمونو بهم زدیم، والان بعد هفت ماه دوباره رفتم سمتش، اونم خوشحالم وتمایل داره به این ارتباط، اما همیشه من شروع میکنم تماسامو حدود دوهفته ایست، اینو میخوام بدونم آیا به احساساتش ضربه میزنم و میتونم از لحاظ روانی وابستش کنم وبلاتکلیفش کنم برا اینکه بخواد ازدواج کنه،این فکر خیلی اذیتم میکنه، خودشم چیزی نميگه که ارتباط نباشه؟
سلام همسرم گاهی به مدت ۲ یا ۳ ساعت تعادل روانی خود را از دست میدهند متوجه شدم قرص بی پریدن مصرف می‌کند به نظر شما بیماری همسرم چیست و چگونه میتوان این بیماری را تشخیص داد و مصرف بی پریدن چگونه ثابت میشود؟
من چند ساله که مشکل بی خوابی وحشتناک دارم و چندبار هم به چندین دکتر مراجعه کردم ولی هیچ فایده ای برام نداشته <و اینکه اگه چندشبانه روز کار کنم و اصلا نخوابم بازم برم تو تختخواب خوابم نمیبره و همین موضوع باعث شده که انواع و اقسام مریضی دیگه بگیرم از قبیل میگرن معده درد شدید مشکل تنفسی و ...... و اینکه دیگه زندگی و اعصاب روانی برام نمونده بسیار بسیار ممنون و سپاسگزارتون میشم راهنماییم کنید تا اینکه از شر این مشکل بیخوابی راحت بشم
سلام مردی 37 ساله هستم و از وقتی که یادم هست به انزال خشک دچارم . طبق آزمایشات نه برگشت به مثانه دارم و نه انسداد لوله ای دارم . برخی از پزشکان بهم گفته اند که شاید مشکلات روانی باشد . آیا امکان دارد چنین مشکلی منشاء روانی داشته باشد ؟ آیا چنین مواردی داشته اید ؟ و آیا قابل درمان هست ؟
سلام من حدود 5سال بیماری روحی روانی دارم و40روز بستری شدم و15جلسه سرم زیر دستگاه گذاشتم وهرچه دارو میخورم فایده نداره الان خیلی دلهره میگیرم بد بین میشم استرس واضطراب شدید دارم اصلا خواب نمیرم فکر خودکشی بر سرم میزنه ناامید هستم سردرد میگیرم سرم به دیوار میزنم درد من به هیچ دارویی جواب نمیده خواهش میکنم کمکم کنید دارم نابود میشم
از نظر روانی با رابطه جنسی ب مشکل برخوردم میتوانم مشاوره بگیرم؟
یه نفرازفامیلا بیماری روانی داره افسرده هست ودارو نمیخوره گریه میکنه سوظن نسبت به همسرش داره چه بایدکرد
بیماری روحی وروانی چیست؟
ایا هیپنوتیزم ناراحتی روانی را درست میکند
عده ای بایسکشوال یا دوجنسگرا هستند و عده ای علی رغم دگر جنسگرا بودن به دلیل اختلال و اشکالات روانی با همجنس خود نیز رابطه برقرار میکنند. ایا متود یا ابزاری برای تشخیص دقیق مرز بین این دو وجود دارد ؟!
آیا اختلالات روانی یا روحی باعث ازبین رفتن موهای بدن میشوند؟
باسلام. زنی 35 ساله ام.با خانواده همسرم در یک ساختمان زندگی میکنیم.افسار زندگی ما را به دست گرفته اند و در زندگی ما همه جوره دخالت میکنند.بر اثر فشار های روانی دچار زود رنجی.اختلال حواس و... شده ام.همسرم به جانبداری از خانواده اش فحاشی میکند رفتار خوبی ندارد.با علاقه با او ازدواج کردم ولی متا سفانه دیگر هیچ علاقه ای به او ندارم.احساس میکنم دچار افسردگی شده ام.بی حوصله شده ام.به خانواده ام و قومیتم بی احترامی میکند.فقط به خاطر پسر 7 سا له ام تحملش میکنم. بارها فکر خودکشی به ذهنم رسیده انگار اینجا برایم پایان زندگیست.لطفا کمکم کنید.
سلام درمان افسردگی متوسط چقدر طول میکشد. ؟و ایا میشود در بارداری داروی روانی مصرف کرد ؟
با سلام و تشکر از امکانات ایجاد شده، پسر 16 ساله ام دچار بیماری اضطراب و افسردگی مختلط بوده تمام علائم آن را دارد. هم چنین از کودکی بدلیل تنبیه بدنی شدید دچار ترومای روانی نیز می‌باشد. برای درمان به کجا مراجعه کنم. خیلی ممنون و دعا گوی شما هستم.
سلام من مشکل روحی و روانی دارم باید چیکار کنم یکی بهم یه چیزی میگه سریع عصبانی میشم واکنشی انجام میدم
با سلام و خسته نباشید اینجانب مبتلا به خودارضایی هستم و نمیتوانم ترک کنم میخواهم به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنم ولی از دارو هایی که خواهد نوشت میترسم یعنی کلا از دارو هایی مربوط به مشکلات روانی میترسم شما چه توصیه میکنید ضمنا در محل سکونت ما متخصص اعصاب و روان وجود ندارد و من کنکوری هستم و به همین خاطر نمیتوانم به شهر دیگه برم
آیا بیماران اختلال روانی خوب میشن؟
با سلام حملات عجیب روانی همراه نفس تنگی شدید نفس تنگی مزمن بدن مشکل ریه(ریه هام سالم هست) چند باری هم تو خواب احساس فلج بودن داشتم
با سلام حملات عجیب روانی همراه نفس تنگی شدید نفس تنگی مزمن بدن مشکل ریه(ریه هام سالم هست) چند باری هم تو خواب احساس فلج بودن داشتم
با سلام حملات عجیب روانی همراه نفس تنگی شدید نفس تنگی مزمن بدن مشکل ریه(ریه هام سالم هست) مشکلات جانبی مثل دل پیچه و ورم اطراف ناف چند باری هم تو خواب احساس فلج بودن داشتم
سلام به پزشک محترم من از کودکی همیشه روزی نبود که پدر و مادرم با هم دعوا نکنند سر مسائل چرت و پرت باهم دعوای لحنی و فیزیکی شدید میکردن. من اون دعواها رو میدیدم و این نبود که برم تو اتاقم و به کار دیگری مشغول بشم , میرفتم اون دعواها رو تا آخر میدیدم و خودم رو آزرده میکردم و بسیار ناراحت میشدم و افسوس میخوردم. پدرم از کودکی (سن 4 سالگی به بعد) با من هم برخورد های شدیدی میکرد و به علت بیماری روانی خاص خودش بود که تمایلی رفتن به روانپزشک و درمان خودش نداشت. همیشه داد میزد و حتی من باهاش مهربانی هم میکردم اذیتم میکرد. کوچکترین کارهایی رو که انجام میدادم به شدت تنبیهم میکرد(در حد سیلی زدن های متعدد و پرت کردنم به در و دیوار) من به شدت ازرده میشدم و همیشه فکر و افسوس میخوردم این امر اعتماد به نفسم رو هم به شدت پایین می اورد چون هر کاری رو که میخواستم انجام بدم در این فکر بودم که با این کار پدرم این برخورد رو با من میکنه حتی اگر کار بدی هم نباشه. با این فکر کردن ها و افسوس خوردنا من در سن 6 یا 7 سالگی بود که متوجه تغییری در خودم شدم . به حواسپرتی دچار شده بودم و بعضی چیزها رو فراموش میکردم و دچار استرس و ناراحتی اعصاب شده بودم . برای این مشکل به روانپزشک رفتم و مشکل خودم رو گفتم کمی باهام صحبت کرد و داروی فلوکستین رو تجویز کرد . ولی مشکلات ادامه داشت و هیچ وقت تمامی نداشت گذشت و من به دوران راهنمایی رسیدم در این دوران بود که کمی کمبود حافظه رو تجربه کردم و بی برنامه شده بودم و کم حوصله; حوصله ی فکر کردن نداشتم و کمی ادم عجولی شده بودم. بعد از این دوران مشکل اساسی از جایی شروع شد که در اواخر دوران اول دبیرستان بود که مشکل روانی جدیدی رو تجربه کردم . مشکلی که در شروع کمی خفیف بود ولی به مرور زمان جدی شد. زمانی بود که هنگام توجه به سخنان معلم با ان مواجه شدم; با عنوانی و با مثال شرح میدهم . / ((مشکل و اختلال در حافظه کوتاه مدت و تمرکز و تحلیل و پردازش مطالب در حدود 4 الی 6 ثانیه بعد از گوش دادن )) هنگام توجه به سخنان استاد که اوایل شروع مشکلم بود این مشکل برایم به وجود نیومد اول فهمیدم که استاد درس رو با لحن عامیانه (نه پیچیده که نفهمم) توضیح میداد . جمله ی اول رو میفهمیدم , جمله ی دوم که میرفت جمله ی قبلی رو فراموش میکردم مشکل من بعد از مدتی کم کم جدی تر شد و هنگام توجه حتی به حرف های عامیانه مشکل دیرهضمی در من بوجود امد و توجه به حرف و یا خواندن کتاب سخت ترین کار برای من شد. خیلی حواسپرت هم بودم , به صدای مچ مچ هنگام خوردن غذا , خمیازه کشیدن و... هم حساس بودم; مشکلم روز به روز بدتر میشد . این مشکلاتی بود که با ضبط کردن و چند بار گوش دادن و یا چند بار خواندن مطالب حل میشد و پشتکار و امید بالایی داشتم و به لطف خدا معدل و نتیجه ی خوبی هم میگرفتم ;تا اینکه دوران دانشگاه رو سپری میکنم الان مشکل جدیدی علاوه بر اون مشکل ها که برایم به وجود امده است اینکه((نمی توانم بر روی یک مسئله یا یک موضوع متمرکز شوم و تحلیل کنم چون در حد 5 ثانیه بعد فکرم از موضوع یا فکر مربوطه میپره و فراموش میکنم و دوباره بسختی فکر میکنم که به خاطر بیارم)) نمیتوانم تمرکز کنم وسواس شدید فکری هم منو آزار میده به علت این مشکلات ترم سومه (جدید) که در دانشگاه تحصیل میکنم و دو ترم پیش را با معدل پایینی که حتی روی گفتن به شما رو ندارم مشروط شدم . این مشکلات را بدون هیچ گونه اغراقی و کاملا صادقانه بیان میکنم لطفا یه راه حلی برایم مطرح کنین و مشکلم و نوع درمان را بهم بگین ممنون میشم.
سلام برادرم 28سالش هس ۶ ساله بایه دختری که پدرش معتاد و مادرش بیماری روانی داره و دختره خودشم خوب نیس حرف میزنه میخواد باهاش ازدواج کنه همه مخالفت میکنن همه دوست و اشنا هم گفتن باهاش ازدواج نکن ولی اصلا اهمیت نمیده و گفته خونه برا من شده جهنم اصلا با ما حرف نمیزنه به نظرتون ما چیکار کنیم؟
واختلال دربلع وریختن غذاازدهان میتواندازمشکل روانی ازجمله جنون باشد
آمپول فلوفنازین هر ماه. لاموتریژین ۱۰۰ ۲عدد، فلو وکسامین ۱۰۰ ۲عدد، آریپیپرازول ۱۰ ۲عدد ، ایندرال ۲۰ ۲عدد ، آرتان ۲ ۲عدد..باتوجه به اینکه تنها مشکلِ باقی مانده ی من استرسِ شدید در مواجه با اشخاص در اجتماع است ( به دلیل حسِ هیچ انگاری ی خودم در مقابلِ افراد)، آیا این شانس را خواهم داشت که با مثبت اندیشی و مثبت زیستی و تقویت وتلقینِ ارزشمند بودنِ وجودم، حسِ خود هیچ انگاری در زمانِ حضور در بینِ افراد را از بین ببرم؟ ( ریشه ی این تفکرِ رنج آور، سرزنش و تحقیرِشدیدِ پدر ومادرم درکودکی تا سن جوانی ام ، به دلیلِ داشتنِ چهره ی زشت، به دلیلِ داشتنِ نیازها و فعالیتهای غریزی مثلِ خوردن و خوابیدن، به دلیلِ داشتقنِ نیازهای روانی و جسمانی خصوصا در دورانِ بلوغ و بعدِ آن ، است.)وآیا درصورتِ بهبودی ی نسبی در این امر، میتوانم آمپولِ فلوفنازین را به تدریج حذف کنم؟ ( به علتِ عوارضِ نورولپتیک این دارو در سالهای آینده)..ایا امپولِ آریپیپرازول واردِ ایران شده تا حداقل جایگزینِ فلوفنازین بشه؟ نوشته ام طولانی شد میبخشید و سپاسگذارم.
باسلام آیا اختلات روانی دروغگویی .خودزنی.تکانه ای واختلال پرخاشگرانه ضداجتماعی صعب العلاج هستند.
ببین من کلا ذهنم درگیره کلا شرایط رل و اینو ک یکی دیگروهم بهم وابستع میکنم بقران بجون اجیم ناراحت میشدم ک تویی. ن اینکه دوست نداشتم ها والله دوست دارم ولی ذهنم درگیره مثلا دیدی زدم همه چی کلا بخدا روانی شدم پدرومادرم میبرنم پیش روان پزشک و مشاور نمیخوامم تورو الکی وابسته کنم ایشالا یکی بیاد ک فراموشم میکنی و خوشبخت شی والله از ته دلم میگم این چه بیماری است که از داروی 205 نیز استفاده می کند و درمان ان ب چ صورتی است
سلام پدر بنده ۸۵ سال سن دارند و ۶ ماه قبل سکته مغزی کردن در ۲ ماه اول مشکل روانی داشتن و به همه مشکوک بودن و فکر می کردن که اطرافیان می خوان او رو بکشند بعد از یک مرحله درمان در عرض ۲ ماه بهبود پیدا کردن ولی حالا مشکل فراموشی دارند در ادای کلمات مشکل دارند و بعضی وقتها که بیرون می رن گم می شن حتی شبها در رفتن به دستشویی مشکل دارن و نمی دان که دستشویی کجاست و اطاق خواب کجاست و مشکل تعادلی هم دارند
باسلام وخدا قوت بنده جوانی ۲۰ساله تازه ازدواج کردم اصلا نعوظ خیلی ضعیفه هنوز نزدکیم نکردم می خوابه وبعد از ۱دقیق ارضا میشم که این امر خیلی ناراحتم میکنه در گزشته خود ارضای در هفتهای یک بار داشتم ولی نزدیک به‌۱سال ترک کردم مشکلات روحی وروانی ندارم.خواهشمندم علت وبیماری من را بگویید وبه چه دکتری مراجعه کنم علت اینک اینقد زود ارضا والات من زود میخوابد حتی قبل از نزدیکی ودر هنگام معاشقه چیست
یک سوال دیگر آیا بیماری روانی دوقطبی در لول 5 درمان دارد؟؟داروی آن چیست؟!؟
سلام.برهمه ی دکترای عزیزو زحمتکش.من خواهری دارم که 28سالش هست و حدودا 3سال میشه که ازدواج کرده طی این 3سال که ازماجداشده متاسفانه یک روز خوش ندیده و به یک بیماری روانی مبتلا شده بیماری اش مثل شبیه به جن زدگی است حالا دقیقا نمیدونم شاید بیماری اش بخاطر این باشه که زیاد تو خانه تنها میمونده وخودش را تو اتاق حبس میکرده مشخصات بیماری اش اینگونه است بعضی وقت ها به ما میگه که شخصی به شکل مردها یا زن های فامیلمون میان پیشم میشینن، بیشتروقت ها هم به دیوار و گوشه های درو دیوار چندساعتی خیره میشه آب و غذا نمیخوره باید به زور بهش آب و غذا بدیم قاشق و بشقاب رو هم بعضی وقت ها با دستمال برمیداره و نمیخواد دستاش بهش بخوره همسرش میگفت که همیشه لباس های منو خودش رو دزدکی می برده میسوزونده چند مدت پیش هم با مادرم تماس گرفته بود وبهش گفته بود باید هرچه زودترآخوند روستامون رو بکشید اون قراره دنیارو به جهنم تبدیل کنه بعضی وقت ها تو خونه که مارو صدا میزنه و بهش میگم چیه چیزی میخوای میگه هیچی هیچی برو بعدش که میریم بازم صدامون میزنه ولی بازم که بهش میگم همین حرف هیچی هیچی برو رو تکرار میکنه بعضی وقت ها هم هی ذکراستغفرالله رو میگه بعدش میگه خدایا غلط کردم منو نجات بده اشتباه کردم نباید این کارو میکردم غلط کردم توبه میکنم خدایا منو ببخش بعضی وقت ها که باهامون میادتو آشپزخونه یا اتاق یا سرویس یا جایی دیگه میگه من نباید میومدم اینجا چرا امدم ول کن اصلا میرم نمیخوام بیخیال میشم ولش کن مهم نیست درست به یک مشت استخون تبدیل شده پیش هر جن گیر و سید و شیخ و دکتری هم که تاحالا بردیم همشون میگن که سالمه چیزیش نیست بخدا ما خیلی وضع مالیمون خرابه نمیدونیم بیماریش چیه به هردری میزنیم بسته است نمیدونیم باید پیش چه دکتری ببریمش که خوب بشه ازتون تمنا دارم که مارو راهنمایی کنید و علتش رو به مابگید من نوکرهمتون هستم همیشه سرنمازم دعا تون میکنم مارو ازاین بدبختی نجات بدین بخدا 3ساله خوشی ندیدم شوهرشم دیگه نمیخوادش میگه روانیه دیونه اس خیلی هزینه کردیم ولی شفا پیدانکرد
سلام چرا وسواس فکری یک بیماری روحی روانی ست ؟ میشه کمی توضیح دهید اگه بیماری ژنتیکی ست واز والدین یا قوم درجه یک ارث میبریم چرا بیماری روحی روانی میگوییم
سلام.برهمه ی دکترای عزیزو زحمتکش.من خواهری دارم که 28سالش هست و حدودا 3سال میشه که ازدواج کرده طی این 3سال که ازماجداشده متاسفانه یک روز خوش ندیده و به یک بیماری روانی مبتلا شده بیماری اش مثل شبیه به جن زدگی است حالا دقیقا نمیدونم شاید بیماری اش بخاطر این باشه که زیاد تو خانه تنها میمونده وخودش را تو اتاق حبس میکرده مشخصات بیماری اش اینگونه است بعضی وقت ها به ما میگه که شخصی به شکل مردها یا زن های فامیلمون میان پیشم میشینن، بیشتروقت ها هم به دیوار و گوشه های درو دیوار چندساعتی خیره میشه آب و غذا نمیخوره باید به زور بهش آب و غذا بدیم قاشق و بشقاب رو هم بعضی وقت ها با دستمال برمیداره و نمیخواد دستاش بهش بخوره همسرش میگفت که همیشه لباس های منو خودش رو دزدکی می برده میسوزونده چند مدت پیش هم با مادرم تماس گرفته بود وبهش گفته بود باید هرچه زودترآخوند روستامون رو بکشید اون قراره دنیارو به جهنم تبدیل کنه بعضی وقت ها تو خونه که مارو صدا میزنه و بهش میگم چیه چیزی میخوای میگه هیچی هیچی برو بعدش که میریم بازم صدامون میزنه ولی بازم که بهش میگم همین حرف هیچی هیچی برو رو تکرار میکنه بعضی وقت ها هم هی ذکراستغفرالله رو میگه بعدش میگه خدایا غلط کردم منو نجات بده اشتباه کردم نباید این کارو میکردم غلط کردم توبه میکنم درست به یک مشت استخون تبدیل شده پیش هر جن گیر و سید و شیخ و دکتری هم که تاحالا بردیم همشون میگن که سالمه چیزیش نیست بخدا ما خیلی وضع مالیمون خرابه نمیدونیم بیماریش چیه به هردری میزنیم بسته است نمیدونیم باید پیش چه دکتری ببریمش که خوب بشه ازتون تمنا دارم که مارو راهنمایی کنید و علتش رو به مابگید من نوکرهمتون هستم همیشه سرنمازم دعا تون میکنم مارو ازاین بدبختی نجات بدین بخدا 3ساله خوشی ندیدم شوهرشم دیگه نمیخوادش میگه روانیه دیونه اس خیلی هزینه کردیم ولی شفا پیدانکرد

آخرین تست های سلامتی

هر روز باهوش تر شوید (کلیک کنید)
اینجا باهوش تر میشوید!
عضویت در خبرنامه ثبت نام
ثبت نام شما با موفقیت انجام شد
در خبرنامه ما عضو بشید و دسترسی خودتون به اطلاعات جالب و جذاب رو راحت کنید. باقی کارها رو ما برای شما انجام میدیم. تنظیم خبرنامه خبرنامه سلامت خبرنامه مغز و اعصاب و روان خبرنامه زیبایی و تغذیه